شیخ اجل سعدی می‌فرماید: هر شری که داری به دشمن مرسان؛ باشد که وقتی دوست گردد.

این یک کد اخلاقی است که باید به کار بست و از آن بهره برد.

همه چیز خیلی به سرعت گذشت. از ساعت 13:45 که دستور تخلیه اتاق هتل و رفتن به ناکجاآباد به شکل غیر محترمانه‌ای به ما ابلاغ شد تا ساعت 17:45 که در آن شلوغی وحشتناک جاده، از رشت دور می‌شدیم فقط 4 ساعت فاصله بود و در این مدت، مذاکراتی پر التهاب با سروران بزرگوار شاهماری، بیات، اکبرزاده و ... انجام شد که نتیجه آن تصمیم به ترک مسابقات از سوی داوران فدراسیون جهانی بود.

حال که جنجال اولیه فرو نشسته است و من در شهر مقدس قم در آرامش به تفکر مشغولم و به آنچه بر ما گذشت می‌اندیشم به این می‌رسم که من در رشت به دنبال چه بودم و آقایان چه گفتند و چه پنداشتند.

 

با هم فلش بکی به آن چند روز داشته باشیم:

          - روز چهارشنبه به همراه دوست عزیزم استاد مهران حق‌شناس به سمت رشت می‌رفتیم. در راه، استاد تعریف می‌کرد که در رشت، اختلافاتی بین خانواده شطرنج گیلان وجود دارد و من قرار است بین استاد بیات و استاد سیدحامد موسویان صلح و صفا برقرار نمایم. او را دعا کرده و فکر کردم که انشاءا... روزی فرا می‌رسد که نه تنها اختلافات شطرنج گیلان بلکه همه مشکلات و اختلافات در کل جهان از بین برود (بظهور الحجه).

          - روز پنج شنبه در محل هیات گیلان شنیدم که از جنگ اینترنتی بین استاد بیات و دوست عزیزم داور فدراسیون جهانی احمد رضایی قلعه صحبت بود. به استاد عزیزم داور بین‌المللی حمید خان پورشاهماری گفتم شما که با هر دو روابط خوبی دارید تلاش کنید بین ایشان یعنی دو هیات گیلان و مازندران امن و امان برقرار شود.

          - روز جمعه از استاد بزرگوار داور بین‌المللی اکبر باقری سراغ دوست عزیز داور فدراسیون جهانی سرکار خانم حنانی صفت را گرفتم. فرمودند که ایشان با استاد بیات اختلافاتی دارند که علی رغم پیشنهاد جناب مهندس کامبوزیا برای همکاری با هیات، راضی به همراهی با هیات و رفع کدورت نشده‌اند. گفتم بهر حال سلام مرا به ایشان برسانید و بگویید که جای او در مسابقات بسیار خالی است و ایشان حتی شایستگی سرداوری جدول بانوان را دارند (با کمال احترام به سرداور جدول بانوان دوست عزیزم داور فدراسیون جهانی سرکار خانم فقیه).

          - در روز شنبه کسی را نیافتم تا به او پیشنهاد دهم موجبات دوستی و صلح و صفا بین استاد بزرگوار حسین آریانژاد و استاد بیات را برقرار کند. (در همین جا به استاد آریانژاد عرض سلام و احترام دارم).

 

این مطالب را داشته باشید تا با هم پلان دیگری را ببینیم:

          - روز یکشنبه (یا شنبه) استاد بیات خطاب به ما سه نفر فرمودند من قبلا فکر می‌کردم که بضاعت داوری گیلان برای پوشش این مسابقات کافی است ولی حالا اعتراف می‌کنم که اشتباه می‌کردم و حضور شما داوران فیده برای ما بسیار مغتنم است و چه خوب که به گیلان آمدید و من انشاءا... از خجالت شما در خواهم آمد.

          - روز دوشنبه استاد بیات تلفنی به ما فرمودند که من از ابتدا با حضور شما مخالف بودم و اگر تماسهای مکرر حمید خان نبود هرگز راضی به حضور شما در گیلان نمی‌شدم زیرا به خاطر شما 6-7 داور گیلانی از لیست، بیرون مانده‌اند.

یکی دو روز فاصله و این همه change (خدا پدر اوباما را بیامرزد!)

 

اما نکته مهمتر اینکه سه داور فدراسیون جهانی به قول استاد بیات از جدول اخراج شدند تا جای 6-7 داور گیلانی باز شود ولی داور فدراسیون جهانی سرکار خانم حنانی صفت از گیلان به راحتی کنار گذاشته می‌شوند تا اثبات شود هر که با ما هست خوب است و بقیه بد و دشمن (خدا پدر جرج بوش را بیامرزد!)

مطلب به درازا کشید و سر شما را به درد آوردم ولی بد نیست به نکته دیگری هم اشاره کنم.

 

همین داوران (زیاده خواه و بد بد بد!!!) در روزهای چهارشنبه و پنج شنبه و جمعه یعنی سه روز، ساک به دوش در محل هیات و خوابگاه المپیک (ورزشگاه شهید عضدی) می‌گشتند و از اتاق 10 نفره به اتاق 24 نفره در نقل و انتقال بودند یا اینکه ساکشان در دفتر هیات و در کنار میز سرکار خانم بیات بود (که خدا از بزرگی کمشان نکند).

من فکر می‌کنم استقرار ما در هتل اردیبهشت نیز با اشاره و نظر ایشان انجام شده است و این بعد از آنی بود که من در روز جمعه به آن بانوی گرامی عرضه داشتم اگر امشب برای ما مکان مناسبی درست نشود مجبوریم یا به خانه شما بیاییم یا به ویلای مادر حمید خان (استاد پورشاهماری) برویم و یا اینکه به شهرمان بازگردیم!

اجازه دهید همین جا از استاد پورشاهماری هم این گله را داشته باشم که اگر ما را تنها نمی‌گذاشت و به ویلای مادرش نمی‌رفت مشکل محل اقامت هم برای ما پیش نمی‌آمد و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می‌شد. (چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم!)

در باب غذا و کلوچه نوشین هم مطالبی هست که از آن صرف نظر می‌کنم.

 

از اساتید بزرگوار اکبرزاده، حاج قنبر، ترازی و ... که با تماس تلفنی ما را مورد لطف و تفقد قرار دادند و از مسائل بوجود آمده معذرت خواهی نمودند نیز صمیمانه قدردانی و سپاسگزاری می‌کنم.

 

و کلام آخر اینکه: با ما به از این باش که با خلق گیلانی (خلق جهانی!)

 

با مومنان به ایثار رفتار کن و با دیگر مردمان به انصاف (رسول اکرم).

 

ما برای وصل کردن آمدیم - کی برای فصل کردن آمدیم؟

 

سیدمحمدرضا لاجوردی زاده


نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 29 بهمن 1388    | توسط: لاجوردی زاده    |    | نظرات()